تبليغاتX
زخم دوست
درد دل
اولین سخن
سلام عزیزان.. قبل از هر چیز خواستم بگم که من مطالبی را که در این بلاگ مینویسم قبلا اصلا روش فکر نکردم و همه مطالبم رو همان لحظه که به فکرم اومده نوشتم ... از ازاده عزیز و دیگر دوستان هم به خاطر نظراتشون ممنونم... اولین مطلبی هم که میخوام بهش اشاره کنم اینه که من هر بار درباره یه موضوع خاصی بحث میکنم و شاید بعضی از این مطالب به مزاج بعضی ها خوش نیاد...

خوب دوستان اولین موضوعی که میخام بهش بپردازم درباره دوستی و مسائل مربوط به اونه... در همینجا خیالتونو راحت کنم که توی این دوره و زمونه دوست واقعی کم پیدا میشه چه پسرش چه دخترش البته برای پسرها یا دخترها دوست هم جنس احتمالش بیشتره که خوب از کار در بیاد  اینو خیلی ها میدونن و برای خیلی ها ثابت شده  . حالا من میگم چرا این تفکر تو ذهن خیلی ها پیش میاد .. ببینید وقتی کسی با شخص دیگری رابطه برقرار میکنه و یا با دختری یا پسری تریپ لاو میریزه وقتی توی ظاهر یا شاید هم باطن از اون فرد خوبی بیش از حد میبینه اینجاست که به اون فرد وابسته میشه و میخواد خودش هم در متقابل به اون فرد خوبی کنه . تا اینجا همه چیز خیلی قشنگه اگه ادامه پیدا کنه که هیچ ولی اگه به هر دلیلی یکی از دو طرف کوچکترین حرکت منفی انجام بده یه لکه تیره توی ذهن و قلب طرف مقابلش ایجاد میکنه و شخصی که انتظار این حرکت رو از طرف مقابلش نداشته خیلی شکاک و بد بین به ادامه ماجرا نگاه میکنه و همیشه توی دوستی های دیگش هم نمیتونه کمال اعتماد رو به طرف مقابلش داشته باشه و به خاطر همین بی اعتمادی در نتیجه نمیتونه دوست خوبی برای کسی باشه چون بنای دوستی خوب همیشه باید روی اعتماد و سادگی شکل بگیره ........منتظر نظراتتون هستم .........                                                                                                         

          از دست رفیقان چه بگویم گله ای نیست            گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست

          سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم               هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست

2 نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 1:10  توسط امیر  |